بچه های من - ایمان عربی

باید برای روزنامه آگهی فرستاد. باید به همه ما تسلیت گفت. تاره فارغ التحصیل شده بود. روحیه عجیبی داشت. با وجود کم سن و سال بودن اما درک آدم بزرگی را داشت. به سفارش یکی از دوستان آوردمش اراک شرکت پایندان. ماه اول بازیش نمی دادند. اعتراض کرد گفت آقا اگه کار ندارند من بروم. آمده ام کار کنم نه حقوق بگیرم. زنگ زدم به رئیسش و ... شد مهندس ایمان عربی. کارش درست بود. وقتی شرکت پایندان رفت به عسلویه او را هم با خودش برد. و بعد رفت دنبال بازی سرنوشت. پیشرفت کرد. رفت به پترو پارس. تا دیروز که همان آشنا با خبر مرگش دنیا را روی سرم خراب کرد. زنگ زدم عسلویه گفتند : مهندس ایمان عربی امروز بر اثر افتادن بوم جرثقیل روی ماشینش فوت کرده است. یکی از بچه های اراک ؛ یکی از بهترین ها ؛ بچه هائی که مهندسین خودم بودند به واسطه ندانم کاری و بی احتیاطی یک شخص فوت کرد. کامنت هایش را روی پست های قبلی وبلاگ می خوانم باز هم دارد با من حرف می زند. " مهندس عید عروسی ، از همین آلان دعوتی، ترکه بازی می کنیم، دوس دارم بزنیم، و ..... " یاد عکش افتادم تو فیسوک ، کنار خانم عقد کرده اش.

من ماندم و

دو چشم تر

 

/ 10 نظر / 22 بازدید
علی

دوستی عزیز و مهربان با خاطراتی فراموش نشدنی روحش شاد و یادش جاویدان

کیانوش خلیلی

آقا ایمان از بستگان من هستش.واقعا باورش حداقل واسه من غیر ممکن بود...روحش شاد...انشاالله به مادر داغدارش صبر بده...خدا بیامرزتش

ایمان احمدی

روحش شاد من تو شرکت پایندان فاز 15-16 باهاش اشنا شدم

میلاد

خدایش بیامرزد

محمد جباری

من و ایمان فاز 15و16 تو واحد مکانیکال همکار بودیم اون کارشناس QC تجهیزات روتاری و من اینترنال و استاتیک. همیشه خنده رو بود عاشق رستوران رفتن و سالاد خصوصا سالاد ماکارونی بود مدتی بهترین دوست هم بودیم از نظر روحیه از همه سر بود تو بحث کار صاحب نظر بود وقتی فیلم هایی ک با هم می رفتیم نایبند واسه شنا رو نگاه می کنم باور نمیکنم که ایمان دیگه نیست با خودم میگم شوخیه دروغه .خدا رحمتش کنه از این دنیا که کام ندید ان شاالله تو جهان دیگه کامروا بشه خدا به خانوادش خصوصا مادرش و همسرش صبر بده.

خداوند بیامرزدش

آرمان امیری

با سلام کامنت های زیبا و دلنشین ایمان عزیز هنوز در آرشیو وبلاگ شما موجود است همیشه با واژه مهندس جان همراه بود امکان نداشت لبخند را رو لبهاش نبینی خدا بیامرز تکیه کلامش همیشه این بود که بیا در مورد مسائل مختلف بحث کنیم اصلاً نمیتونم بپذیرم این اتفاق تلخ راخداوند بیامرزدش

کسری محمودی

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد داند که سخت باشد قطع امیدواران با ساربان بگویید احوال آب چشمم تا بر شتر نبندد محمل به روز باران بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت گریان چو در قیامت چشم گناهکاران ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران چندین که برشمردم از ماجرای عشقت اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت باقی نمی‌توان گفت الا به غمگساران ایمان عزیز که هنوز مرگش برای را باور نکرده ام خاطرات خوشی را در زمان دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز برای من رقم زد انرژی زیاد ‘خنده های قشنگ و روحیه شادش زبانزد همه ما بود .خدایش رحمت کند و به همه بازماندگانش صبر دهد

نورباران

سلام دوست عزیز: ادرس تارنمای نورباران ممسنی و رستم به این آدرس تغییر یافته است. ممنون می شویم اصلاح کنید http://www.noorbaran90.ir/ یا علی

sanaz

واقعا تلخه نبودنش.داداشم تک بود .هیچوقت باورم نمیشه که دیگه نیست.داشتیم واسه عروسیش برنامه میریختیم که یهویی شد عزا دنیایی که در آن تو نیستی ارزش نفس کشیدن ندارد