تهرانی

آقای تهرانی خر سفیدی داشت. دوره گرد بود. همه چیز داشت. روزها رفیق زن ها بود و شب ها با مردان. مغازه ای بود سیار که مایحتاج همه را برآورد میکرد. از آینه و رختخواب پیچ تا دمپائی و کفش و ... وقتی وارد میشد داد میزد تهرانی تهرانی. نمی دانم شاید تهرانی بود. شاید هم چون فارسی حرف می زد به او تهرانی میگفتند. رفیق همه بود تا بود و وقتی می رفت فراموش میشد. سفارش هم قبول میکرد. از او می خواستند جنس خاصی را برای دور بعد که آمد به روستا بیاورد و او می اورد. خوردنی هم داشت مثلا" آدامس. پول؛ برنج و گندم هم قبول میکرد. قرض هم میداد. 

اگه از دوره گرد ای ممسنی میشناسید بگوئید.

/ 12 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین الاهوازی

فردین من ( عیدی سرخو ) یادمه که روزهای جمعه در زمین ورزش بغل تربیت بدنی می نشست و بچه ها دورش را می گرفتند و بهش می گفتند متیل بگو و عیدی سرخو به آنها می گفت بذار اول غالبی ( امام جمعه شهر ) متیلشو بگه مو اسو متیل ایگم حبیب رزمی باهاش خیلی جور بود . یادش بخیر

حسین الاهوازی

من همیشه تی تاپ و نوشابه را از مغازه حسن کهوله ( کازرونی ) جلوی دبیرستان ایزدی می گرفتم . هاشم یادشه ولی آدامس های گرد رنگی و خروس نشان را از دوره گرد محله بنام حسن چی می گرفتم

لر ناب

پیرمردو(دوره گرد شبیه آقای تهرانی)، درویش نقلی، حاج شهباز، تراب( خر فروش)، شکری، میرزالی ، گنگو و خیلی های دیگر.

امید قهرمانی

مهندس جان سلام . مش غلو دوره گرد رومی فروش رو میشناسی . با دروغهای شاخدارش همیشه سرگرممون میکرد. هر وقت میو مد زنا دورش حلقه میزدن و مش غلو از هواپیماهاش و لنج هاش براشون میگفت هنوز هم گاهی می بینمش

noorbaran

این مطالب را در وبلاگ ماهنامه نورباران بخوانید: مصاحبه با سکینه کیانی همسر محمد بهمن بیگی: ما همه عشق و وفا را ز تو آموخته‌ایم ... وای جنگل ...! چه كسی پاسخ‌گوست!؟ فرصت‌ها مثل ابرهای بهاری در گذر هستند بخش سورنا در شهرستان رستم بدون بخشدار به افرادی كه به خود اجازه می‌دهند با دست به سلاح‌شدن و تعرض به حقوق افراد باعث اخلال در نظم جامعه شوند، اخطار می‌شود كه طبق قانون به شدّت با آنها برخورد خواهدشد ایل‌راه‌ها و اتراق‌گاه‌ها مهم‌ترین مشكل 5700 خانوار عشایری در راه كوچ بهاره چرا سرانه‌ی مطالعه كتاب در كشور ما كم است؟ حادثه‌ی رانندگی در جاده ممسنی به شیراز ترافیک سنگین "پل فهلیان" بخشی از شیرینی سفر به دیار سر سبز ممسنی و رستم را به کام مسافران نوروزی تلخ کرد! شرایط را به سمتی خواهیم برد كه استفاده از اتباع بیگانه غیرمتخصص برای هیچ كار یا حرفه‌ای توجیه اقتصادی‌نداشته‌باشد نِیاز ممسنی: آبادانی برای زیستن، ما هنوز زنده‌ایم...لطفاً زندگی بیاورید؟ در ممسنی و رستم شرایط ایجاد منطقه‌ی ویژه‌ی اقتصادی وجود دارد تجدد و تجدد گرایی اقدام‌های شما در بین عشایر بیشتر از منِ مدیرکل در شیراز به درد عشا

آرمان اميري

با سلام در تأييد صحبت يكي از دوستان آره من يادمه عيني غيني هم بهش ميگفتن اين بنده خدا اون موقع پلاستيك كهنه هم در عوض جنسهاش قبول ميكرد كه يادمه يكي از دوستان كه چند سالي از من بزرگتر بود داخل يه قللك چند تا سنگ جا داده بود كه وزنش زياد بشه ولي شيطنت اين بنده خدا با چاقوي عيني غيني خنثي شد يه بنده خداي ديگه اي هم بود كه كر و لال بود هميشه هم نارنج ميفروخت الان كه ديگه خريدا اينترنتي شده و ........ بله چه زود دير ميشود

س

سلام این همون عینو غینو بود که به قول خودش به اختصار میکفت (غینو ) فکر می کنم کازرونی بود راستی زنده است یا نه [گریه][گل][ماچ]

marzi zare

man tarif in kesi ke u goftin ro kheyli shenidam va hamchenin 2ta az kesayi ke dustan goftan

mozhan

سلام آره منم میشناختمش کامل کامل میشناختمش تهرانی که بهش عینی غینی میگفتیم تو همسایگی ما یه مغازه داشت که تو همون مغازه هم زنگی میکرد کازرونی بود الانم خیلی وقته از اینجا (کارخونه قند) رفته. کوچیک که بودیم بنده خدا رو خیلی اذیت میکردیم یادش بخیر