بعضی وقتها برای عشق

وقت هائی برای اینکه پنجره را باز کنی و پرده را به کناربزنی

کوچه را نگاه کنی. به عابران سلام کنی

هر رهگذر را در گوشه ای قرار دهی

هرکسی را فقط برای اینکه وجود دارد و قلب دارد

بشماری.

بعضی وقت ها برای همسایه؛ و وقتی برای صاحب دو خانه آن طرف تر

کمی وقت برای پدر و اندکی برای مادر

وقت کوچکی به خواهر زاده ای که عاشقانه میگوید "دائی"

 در حد یک تلفن برای دوست زمان دبیرستان

یک نامه چند خطی برای هم دوره سربازیت

 نگاهی به آن خانه که "چشمت نگران است هنوز"

و خواندن نوشته های روی دیوار محله قدیمی

اندکی وقت برای معلمی که خیلی عشق به تو یادداد

و یک سری به قبر آنها که ترا بجا گذاشته اند.

وقت هائی برای اینکه سیگارت را دست بگیری و روشن نکنی

البوم عکس را برداری و ورق یزنی.

 وقتی برای عشق

 

مابقی همه برای خودت

برای اینکه جاده را بگیری و بروی

بی خیال همه آنهائی که صمیمانه دوستت دارند.    

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
ایمان آرزه

سلام بزرگوار. از تارنمای زیباتون کوتاه،مختصر و مفید دیدن کردم. با سلیقه اید اما هنوزم میشه بهتر بشید. اگر وقت داشتید و سلیقتون گرفت خوشحال می شم به دست نوشته های این حقیر سری بزنید و نظر زیباتون رو ثبت کنید. عزیز باشید.

ایمان عربی

گاهگاهی به خودم می نگرم، در فراسوی خیال خسته از تزویر و ریا جایی ماورای احساس گناه من به خود مینگرم، بعد از آن است که: دلم یاد تو را میگیرد تک تک فاصله ها در گذر تلخ زمان می میرند در همه جای دلم شوق دیدار تو جان میگیرد اشک در چشم ترم می میرد خانه ی تنگ دلم بوی تو را می گیرد...

محقق

مردم شریف ممسنی به هوش باشید!

hamid reza tajbakhsh

khosham amad omidvaram betunam...............................