رضا خان، که سپه سالار جنگ بود برای بدرقه احمد شاه به فرنگ تا بوشهر شاه را همراهی می کند. صولت الدوله برای استقبال و بدرقه شاه بزرگان طوایف را دعوت می کند و در مراسم استقبال و بدرقه حضور می یابند.

شاه بدرقه می شود. مرحوم ملا امیر از طایفه بکش و بارسالار رو می کند به خان قشقائی که اگر می خواهی پادشاه بشوی حالا وقتش است.

کلک رضا خان را بکن تا همین امشب برویم تهران.

خان قشقائی که ذره ای در ارادت و صداقت دوستان لر خود شک ندارد، می خندد و می گوید "ملا میر خانه ام و ایلم را به باد می دهی".

رضا خان مستقیما" به قزوین می رود و با هماهنگی با ژاندارمری وقت پادشاه می شود.