با هواپیمای بوئینگ ایران ایر و به همراه تیم های پاراالمپیک از پکن به تهران آمدم. صفای عجیبی دارد این جمع ایرانی ها. مخصوصا" اگر همه شاد باشند.

هواپیما که باند مهرآباد را لمس کرد همه برای تیم خلبانی دست زدند. فکر کنم فقط در ایران مرسوم است که برای تیم خلبانی دست بزنند. شاید از ترس است و کیفیت هواپیما و شاید هم بخاطر مهارت واقعا" بالای خلبانان ایرانی است.

کنارم یک آخوند چینی نشسته بود. در قم درس می خواند. جالب بود وقتی گفت که آخوند هستم خودش هم گفت که ایرانی ها آخوند را دوست ندارند!! من گفتم حاجی اصلا" این جوری نیست. گفت خودت هم شوخی میکنی و معلوم است که دوست نداری. فارسی را خوب حرف می زد.

مسولین هم به استقبال آمدت بودند. معاون رئیس جمهور و آقای کفاشیان رئیس کمیته المپیک. سخنرانی های تکراری و تعریف و تمجید های آبکی از زحماتی که مسولین برای تیم پاراالمپیک کشیده بودند.

در بیرون فرودگاه امام خمینی ماه را می شود در آسمان دید. هوا تمیز تر از همیشه.

تارا به همراه دائیش علی فرودگاه بودند. تصمیم دارد این 14 روزی که از من دور بوده است را در یک دقیقه تعریف کند.

گمرگ با همه مهربان است. خبری از پرداخت گمرکی نیست.