مراسم عروسی را از اول و با بيان بعضی از خصوصيات فرهنگی لرها و نورآبادی ها برايتان شرح ميدهم. در ميان آقوام لر زبان بسيار نادر ديده شده است که دختر به غريبه بدهند. منظورم از غريبه کسانی از شهر و يا شهری ها هستند. بطور مثال اگر يک دختر لر در دانشگاهی در شيراز يا تهران درس بخواند و پيشنهاد ازدواج از يکی از همکلاسی هايش داشته باشد بندرت اين ازدواج صورت ميگيرند. ولی ازداواج بين طايفه ای بسيار است و امروزه همه طوايف قرابت و فاميلی نزديک دارند.

ازدواج فاميلی  بر ازدواج های ديگر  ترجيح داده ميشود. ولی به واسطه جمعت زياد و ازدواج های بين طايفه ای الان ديگر اغلب طوايف با هم قوم و خويش هستند.

زمزمه های ازدواج از اول بين خانمها شروع ميشود. و يا شايد پدری دختری را ببيند و خانم را مامور تحقيق و تفخص بکند. تا وضعيت دختر را بهتر بشناسند. چراکه معمولا خانواده ها شناخت کاملی از يکديگر دارند.

البته همه هم ميدانند که اگر به خانم بگوئی مثل اينست که به اهل محل گفته ای.

خانم ها تحقيقات را شروع ميکنند و بعد از تائيد شدن شخص دختر توسط خانواده خواستگار به آقا پسر خوشبخت يواشکی ميفهمانند که پدرت چنين تصميمی دارد و نظرش را جويا ميشوند. آقا هم ته دل خندان و صورت برافروخته مو ها شانه ميکند و به خيابان ميزند.

البته قبلش بايد بگويم که خواستگاری امکان دارد سياسی باشد، مثلا نزديک شدن دو يا چند فاميل در يک روستا، اقتصادی باشد ،‌مثلا شراکت در معاملات يا ....و يا دلايل ديگر.

اگر بخواهيم تمام جنبه ها را بررسی بکنيم بايد بگويم که اصل کار در انتخاب يک دختر در اين زمان خانم ها هستند و اين زنهای فاميل هستند که زن انتخاب ميکنند. و مردها نظرات کلی ميدهند و در جزئيات دخالت نميکنند.

در گذشته نچندان دور تصميم گير اصلی خانواده ها بودند و چه بسيار از کسانی که ازدواج کردندبدون يک کلمه حرف زدن با همسر آينده خودشان. ولی کم کم اول صلاح و مشورت با پسر مد شد و در اين روزها هم که نظر دختر خانوم ها اصل است و با توجه به رشد اجتماعی زياد خانوم ها حالا ديگر بدون رضايت دختر خانوم و بدون صحبت کردن امکان ازدواجی نيست.

البته باز اين شامل روستاهای دير دست نميسود و بسيارند روستاهائی و يا در خود شهر نورآباد که کماکان برای همه ميبرند و ميدوزند.