سال 1380 چین بودم که هواپیمای ایران ایر بر فراز خرم آباد سقوط کرد و دوست و همکار خوبم آقای جمالی کشته شد. دو یا سه هفته پیش بود که هواپیمائی از قزاقستان به مقصد تهران بلند شد ولی نتوانست سالم بنشیند. دوست بسیار عزیزم مهندس علی زارع در این هواپیما بود. که فردا در نورآباد تشیع جنازه میشود.

برای دقایقی کپ کردم. لکنت زبان گرفتم. علی همه جا بود. ایران، دبی، کانادا و قزاقستان. قرار بود بعد از این سفر بیاید چین. تازه 10 روز بود که خداوند به او پسری داده بود. هنوز پسرش را ندیده بود.

اینها همه خاصیت جهان سومی است. زندگی در مکانی و زمانی که زندگی از مزد گورکن ارزانتر است.

خداوند به خانواده علی صبر بدهد. خدا به پسر 10 روزه علی چه بدهد نمی دانم.