بازی بهتری بود هر چند تيم ايران در طی ۳ بازی گذشته خودش حتی يکبار بصورت متوالی ۲ پاس سالم ردوبدل نکرده اند و از کار گروهی خبری نيست ولی برای ما که دلمان به تک ستاره هايمان خوش است خوب بود که علی کريمی يک دريبلی زد و يک پاسی داد تا نکونام گل کند.

چرا ما به چنين بيماری مبتلا هستيم؟ چرا دريبل زدن علی کريمی به تنهائی که يک کار انفرادی است از کار تيمی بيشتر می پسنديم؟ فکر کنم اين يک بيماری اجتماعی کهنه است. جالب است بگويم که امروز بازی با کره را در دفتر دوستان بحرينی تماشا کردم و دوستان بحرينی برای ديدن بازی بحرين ژاپن رفته بودند استاديوم. بحرينی ها از ۳ روز مانده به بازی پرچم بزرگ خودشان را آويزان کرده بودند وسط راهرو و با احساس غرور عجيبی منتظر بازی بودند. فکر می کنم اين حس خود بزرگ بينی را فقط در کشورهای جهان سوم ميشود ديد. من  بعضی از رفتار خودم با مردم ديگر کشودها مقايسه ميکنم و ميبينم راستی چقدر نفهم هستم. بعضی وقتها ميخواهم برايشان توضيح بدهم که بابا ما اين مملکتی که شما هر روز از آن بد ميشنويد نيستيم و ما نه تروريستيم، نه آدمکش، نه متعصب و نه نفهم. ولی به خودم ميآيم ميگويم پس ما کی هستيم؟ پس چرا در بين اين همه مهاجر در ژاپن فقط ايرانی ها بدنام هستند؟ دزد هستند؟ بيشترسن آمار زندانی را دارند؟ پس چرا فقط در مملکت ما يک استاديوم ورزشی را با ۱۲۰ هزار تماشاگر درهايش را کامل باز نميکنند؟ چرا ما در حين عبور از يک در ۶ نفر کشته ميدهيم؟ چرا در ژاپن که يک دهم ما زمين و منابع ندارند زلزله ۸ ريشتر ۱ کشته ميدهد و در کشور ما يک زلزله ۶ ريشتری ۴۰ هزار؟

پس بايد همش توضيح بدهم که ما داريم اما شما نميبينيد؟ و يا ما نه اينيم که ميگويندو ....

البته يک دوستی هم دارم که ميگويد اينها کی هستن!! ما از انها خيلی بهتريم و الان پيشرفت مارو هيچکی نداره و .........شايد اين هم راس ميگه اما من که نديدم.

 ما ايرانی از هر چيزی که داريم بت ميسازيم. البته اين برای اکثر کشورهای دنيا هست ولی وقتی بروی و بگردی تازه در ميابی که همه چيز نسبی. متوانی ببينی مهمان نوازی کسانی که نشناخته و حتی زبانت را نميفهمند چقدر زياد است؟ و خيلی چيز های ديگر.