نميدانم با چه زبانی بنويسم که اصلا برد بازی ايران از ژاپن به من حال نداد. بابا آخه چرا مرگ بايد اين همه برای ما عادی شده باشد و بعد از برد شيرين فوتبال بايد ۶ نفر از کسانی که اينهمه همت داشته اند و برای تشويق تيم ملی به استاديوم رفته اند بايد جان خودشان را فدای ندانم کاری يک عده آدم بی مسوليت بکنند. بگذريم که من معتقدم تمام اينها بلايائی است که مسبب آن دست اندارکارن اجرائی مملکت هستند ولی در اين روز خود مردم هم مقصرند.

عزيزان من ما در مملکتی زندگی ميکنيم که ايمنی به اندازه ۲ زار اهميت ندارد و مسولين ما به اندازه يک سر سوزن به آن بلايائی که احتمال آمدنش هست مثل زلزله تهران اصلا اهميت نميدهند. پس چرا خودمان به زندگيمان بها نميدهيم؟

ياد مقاله سيد ابراهيم نبوی افتادم و مسجد ارگ، مدرسه لردگان، زلزله زرند، انفجار قطار در نيشابور،‌ آتش سوزی در اتوبوس مسافربري، تصادف در جاده کرمان و ........

بگزريم، بسيار دوست داشتم در مورد رسم عروسی در شهرستان ممسنی برايتان بنويسم اما جهت همدردی با آنانی که برای تشويق مليت ما به استاديوم رفته بودند مراسم فاتحه خوانی را برايتان مينويسم.

بسته به اينکه کسی که مرحوم شده جوان باشد يا مسن شدت و حدت مراسم متفاوت است. در شهرستان ممسنی حسينيه وجود ندارد و همه فاتخه خوانی ها در منزل انجام ميگيرد. غالبا مراسم زنانه که از نظر زمانی بصورت موازی با مراسم مردانه از روز اول برگزار ميشود در منزل صاحب عزا و مراسم مردانه در منازل همسايه ها نزديکان برگزار ميگردد. مراسم زنانه معمولا ميتواند در حياط خانه هم برگزار گردد و زنان صاحب عزا با نشستن در کنار کسانی که برای عزاداری آمده اند شيون و گريه و زاری ميکنند. آنها موظف هستند که با تمام تازه واردها به شيون بپردازند. از ميان زنهای فاميل معمولا هستند کسانی که صدای بهتری برای دارند و شربه ميخوانند و با گفتن صفات و يا آرزوهای متوفی ديگران را به گريه و زاری وا ميدارند. مثل کسانی که بر روی منابر نوحه و زاری ميکنند. در اين سالها هم هستند خانم هائی که با مداحی و شربه خوانی امرا معاش ميکنند و گاها بايد از قبل وقت بگيری.

مراسم مردانه خيلی ساده تر برگزار ميشود و مردان معمولا بصورت گروهي، فاميل به فاميل، طايفه به طايفه و يا همکاران اداری با هم به فاتحه خوانی ميروند. در فاتحه خوانی با شربت (اگر تابستان باشد) ، چائی و شيرينی پذيرائی ميکنند. يک آقای قران خوان هم ميآورند که در طی سه روز قران را ختم ميکند به نيت شخص فوت شده.

در روز تشيع جنازه معمولا اقوام نزديک و دوستان نزديک شامل همسايه ها ، همکارن و هم طايفه ای ها حضور فعال دارند و در روزهای بعد تا سه روزه اين گروه در کنار صاحب عزا هستند. و گروه های ديگر مردم بسته به نوع آشنائی و نزديکی با صاحب عزا در مراسم که بصورت دائم بر پا ميباشد حضور به هم ميرسانند.

حتی کوچک ترين فاميل ها هم از بزرگترين فاميل های شهر مراسم شلوغ تری دارند و مردم در هنگام از دست دادن عزيزی از خانواده ای بسيار محبت دارند و همدلی و همدردی را در اوج بجا ميآورند.

در ميان مردم ممسنی رسم است که هر گروهی که برای فاتحه خوانی ميآيد يک نفر ليست تهيه ميکند و از هر نفر مقداری پول (هرچند کم) جمع آوری کرده و به صاحب عزا پرداخت ميکند که اين معمولا کمک بزرگی به صاحب عزاست تا بتواند از عهده مراسم عزاداری برايد. اين مبلغ برای اين روزها از پانصد تومان شروع ميشود تا بالاتر. که فاميل و اقوام درجه يک تا مبالغ بسيار بالاتر هم کمک ميکنند.

تهيه اين ليست بعدا هم بدرد ميخورد و معمولا نگاه به ليست مياندازند و به فاتحه خوانی ميروند. چنين ليستی در مراسم عروسی نيز تهيه ميشود که مبالغ در انجا بسيار بالاتر ميباشد.

رسم و رسومات در گذر زمان دستخوش تغييرات فراوان گرديده است و امروزه با توجه به تعداد زياد مراسم و مرگ مير بالا و همچنين پراکندگی بسيار فاميل ها ديگر امکان انجام رسم و مراسم گذشته وجود ندارد. در گذشته مراسم سه روزه (سر قبر و سنگ قبر بندی) مراسم هفته در مسجد، مراسم چهلم و  سالگرد در مسجد بر گزار ميگرديد. ولی الان فقط مراسم چهلم برگزار ميگردد و بقيه مراسم بصورت خيلی خلاصه و بين فاميلی با حاضر شدن بر سر قبر برگزار ميگردد. قبلا برای هر کدام از مراسم کارت چاپ ميشد و پوستر به در و ديوار نصب ميگرديد ولی امروزه ديگر فقط برای مراسم چهلمين روز پوستر چاپ ميکنند و در مسجد مراسم ميگيرند  برای بقيه مراسم سر قبر حاضر ميشوند.

در بعضی از خانواده ها که بسيار ساده تر مراسم را برگزار ميکنند و اولين پنج شنبه را با حضور بر سر قبر مراسم ميگيرند و ديگر مراسم هفته، چهلم و سالگرد نمگيرند.

شايد ممسنی تنها جای ايران باشد که برای مرده حتی هرچند جوان لباس مشکی بتن نميکنند و حتی رنگ لباس خود را به رنگ تيره هم تغيير نميدهند. اين رسم که سالهای سال در بين مردم ممسنی رايج بود از سال ۶۸ ببعد بوسيله بزرگان خانواده ها از بين برده شد و رسما صاحبان عزا اعلام کردند که ما خودمان مشکی نميپوشيم و خواهش ميکنيم کسی بخاطر مرده ما مشکی نپوشد. اين رسم حالا ديگر بطور کامل از بين رفته است.

قبلا تا يکسال بعد از فوت يک شخص کسی از طايفه و فاميل ازدواج نميکرد ولی الان صاحب عزا با اطلاع از اينکه فلانی ميخواسته برای فرزندش عروسی بگيرد به خانه او رفته و از او ميخواهند که حتما عروسی کند و اين رسم به چهلم کاهش پيدا کرده است.

سنگ قبر هم معمولا با شعری و يا آيه ای از قران کريم مزين ميشود و اگر شخص فوت شده جوان مجرد باشد البته پسر، يک ناکام هم به ادامه اسم افزوده ميشود و اگر دانشجو، مهندس، نظامی و .......باشد اشاره ای هم به عنوان مثلا دانشجوی فلان رشته هم ميشود.

معمولا تا چهلمين روز فاميل نزديک هر هفته سر قبر حاضر ميشوند و همدردی با صاحب عزا ميکنند. عزاداری امکان دارد تا ۱۵ روز هم طول بکشد و يا بيشتر. گاها ديده ميشود که مردم تا چهلمين روز هم برای فاتحه ميآيند.