فهیمه همیشه میگوید از چین بیشتر بنویس.

غذاهای چینی در تمام دنیا مشهورند. آنها در هوا هواپیما، روی زمین ماشین و در دریا کشتی را نمیخورند.

یکی از غذاهائی که اخیرا" خوردم "لانه پرستوی دریائی" بوده است. در نورآباد پرستو ها را دیده ایم که چگونه گل (شل)را با دهانشان میاورند و در سقف خانه ها لانه میسازند. در خانه پدربزگ من در قلعه بجی نیز بود. از ترس مادر بزرگم که میگفت پرستو سید است جرعت نمیکردیم چپ نگاهش بکنیم.

پرستوی دریائی با شکار کردن ماهی های کوچک تغذیه میکند. و با باقی مانده غذا و آب دهانش لانه میسازد. این لانه را چینی ها بصورت سوپ تهیه میکنند و می خورند. ارزش غذائی آن بسیار بالاست و از غذا های گران قیمت (خیلی گران) محسوب میشود.

غذای دوم کباب عقرب زرد و سیاه است. عقرب ها را به یک سیخ چوبی میکشند و بر روی آتش ملایمی قرار میدهند. بعد از کباب شدن نوش جان میکنند. میگویند حتی یک سیخ آن برای درد مفاصل خوب است.

شما را بخدا نروید و عقرب بخورید و خدای ناکرده شرش گردن من بیفتد. مثال داستان کدو و کنیز مولانا شاید باشد. شاید حکایتی دارد که ما فقط کباب کرده اش را میبینیم. مثلا" شاید نیشش را در آورده باشند. اما من فکر نکنم.