یه گلی من قد کمر تازه شکفته

نه چلم وش ایرسه نه خوش ایوفته

موسیقی لری دستمایه این نوشته است. بسیار دیده ام که تحصیلکردگان و دیگران از وضعیت موسیقی ممسنی نالیده اند و دوستی حتی آن را فاجعه مینامید. اما من موافق نیستم. من معتقدم که خدا بیامرز ناصر سلمانی با صدای زیبایش و شعر هائی که عمدتا" توسط خودش و در زمان سروده میشدند آدمی هنرمند بود.و بسیاری از لحظات زندگی ما را با صدای خوبش زیبا و زیباتر کرد.

در فرهنگ ما و در شعر لری تفنگ، اسب، کبک و دختر معنی خاصی دارند. خوانندگان ما نیز همین ها را دست مایه کرده و برای دل عشاق میخوانند.

پل پلی چهارده پلی پل پیچناده

نومزادتو دوش کشتن زر ره نهاده

نمیدانم برای اولین بار ویلون از کجا وارد موسیقی ممسنی گردید. ساز های متداول موسیقی لری ممسنی عبارتند از: ویلون، نی، پیشه (نی چوپانی)، ساز (سرنا) و نغاره.

ساز و نغاره که ترکه بازی میزند مرده را زنده میکند و وقتی به چوپی (برای رقص خانم ها) تغییر پیدا میکند احساسی آمیخته با عشق و حیا را در دل بیدار میکند.

ترکه باز ترکه را که بر میدارد و به بالا و پائین میپرد با او میپریم و دیاغ گیر که چهار چشمی چوب را می پاید با او شریک میشویم تا دفاع کنیم. ترکه باز "هی" میکند و دیاغ گیر فرار توام با دفاع. طایفه ای و خانواده ای با هم یک چوب را میاندازند و طایفه و خانواده دیگر دفاع. جوان تر ها به احترام پیرتر ها دیاغ را میگیرند تا حرمت بزرگ ترها شکسته نشود. چوب انداز ترکه را بر پیشانی میگزارد و زیر چشمی نگاهی به دیاغ گیر میکند ، دیاغ گیر زیر لب میخندد و دیاغ را ستون میکند تا مدافع پاهایش باشد. ساز زن با ساز خویش "کل" میزند و جوانان "گاله" (هو هو هو هو....)

چوپی که میشود لباس های رنگی دختران جوان نشاط را به ارمغان میاورد. مادرانی در کمین عروس برای پسران خویش در صف رقص دختران. پسران با نگاهی زیر چشمی به دنبال آنکس که دوست دارند. شاید قرار ها از قبل تعین شده باشد. قحص (ریتم)هفت دستمالی که میزند سنگ به حرکت در می آید. تعداد رقاص ها نشان از بزرگی خانواده عروس و داماد دارد.

ادامه دارد........