خیلی ها به ممسنی خدمت کردند و ممسنی  همیشه قدر دان انسان های خدمت گذار بوده اند. آدم هائی مانند بهمن بیگی و یا سرهنگ تجده. که اولی به فرهنگ و سواد ممسنی  و دومی به شهریت ممسنی خیلی خدمت کردند.

سال های 74 و 75 آقای رازقی از خانواده ای که یک برادرش نماینده مجلس و برادر دیگر از تیمسار های ارتش بودند مدیر آموزش و پرورش شهرستان ممسنی بودند. خانم ایشان نیز مدیر مدرسه تازه تاسیس راهنمائئ فرهنگیان دخترانه بودند. سرکار خانم نصیری.

مدیری نمونه و دلسوز که هنوز هم شاگردان آن مدرسه و آن دوران صمیمانه دوستش دارند. مدیری که از کرج آمده بود تا در نورباد همان کاری را بکنند که در کرج و تهران انجام میداد اما مطابق با توان این مردم. مدیری که نشان داد بوفه مدرسه نباید توسط مدیران اداره بشود و سرایدار را مسول بوفه کرد. مدیری که به قول خانم دکتر رحمانی که از دانش اموزان ایشان بودند حتی جوراب شستن و مسواک زدن را هم سر صف به بچه ها یاد میداد و به آنها این اعتماد به نفس را داد که دکتر بشوند و مهندس.

چند شب پیش ناگهان فهیمه با صدای بلند دادی کشید. پیامک آمده بود که مراسم ختم خانم نصیری فردا برگذار میشود. همه ما شکه شده بودیم. در تمام سال هائی که در نورآباد کار میکرد فهمیه معاونش بود. با هم رفت آمد خانوادگی داشتیم. در جریان بیماریش بودیم. . میدانستیم برای مداوا به اروپا رفته و برگشته بود. بعد از مداوا با فهیمه صحبت کرده بود. خیلی امید وار بود. اما به قول شاعر: ناگهان خیلی زود دیر میشود .

درست است خدمات خانم نصیری با خدمات بهمن بیگی یا تجده قابل مقایسه نیست اما همان شور و نشاط و تحولی که در مدارس دخترانه آن روز ایجاد کرده بود و دخترانی که بعدا" موفق بودند خدماتی که فراموش نخواهند شد.

شاید خیلی از شاگردانش هنوز هم نمیدانند که مدیرشان حالا دیگر در این دنیا نیست. خدایش بیامرزد.