داخل اتوبوس نشسته بودیم که برویم مرکز پژوهشی شرکت سینوپک  را بازدید کنیم. از همه مملکت ها هم بودند. یک نفر با لهجه لری گفت : بچه ها مون نیومدن. نگاش کردم و سلام و علیک.

پرسیدم کجائی هستی. گفت نورآباد. گفتم کدوم طایفه و آبادی. گفت بکش کرائی. گفتم علمداری هستم. فردین. از قلعه بجی. تعجب کرد.

جالب بود دیدن یه همشهری در دور دست ها.