بلندترین شب سال و کوتاهترین روز. بلندترین شب سال تا انار بخوری و هندوانه. تا خرما خشک (قسپ) و پسته بخوری. تا باران ببارد کنار چاله بنشینی و دود اذیتت بکند.

یلدا تا بلندترین شب سال باشد برای دلداده هائی که دور از چشم دیگران به بهانه بلندی شب لحظات کوچکی با هم باشند.

یلدا تا کوچکتر ها سراغ بزرگتر ها بروند و نوه در زیر سایه پدر بزرگ و مادر بزرگ باز ی کنند و محبت بیاموزند.

یلدا اسم دختر زیبائی که سخت دوستش داشتی. یلدا اسم دختر کوچولوی نازنینی بود که دراین شب دراز بدنیا آمده بود و هر سال در این شب دراز در بیمارستان بستری بود.

تا بچه بودیم همه شب های مانند یلدا دراز بود. فقط به بهانه یلدا هندوانه و اناری میخوردیم. به قول دوستم میگه شما لر ها هم سوسل شدین و یلدا میگیرین.

باید این رسوم را نگه داشت. باید این بهانه های خوشحالی را پاس داست. باید به بچه هایمان زمستان را یاد بدهیم و بهار را نوید. باید از اربعین ها کم کرد و به یلدا ها افزود تا ترانه های شاد بیشتر از نوحه و دشتی به دل آیندگانمان بنشیند.

یلدا جمعی از دوستان را دعوت کرده ام تا دراین غربتی که همه هستیم و در میان این آپارتمان های سیمانی و آهنی برایشان خانه پدری را تداعی کنیم.

اگر کسی از آداب بخصوص ممسنی ها در این شب بداند لطفا به من هم بگوید.

یلدایتان پرباران و انار و شاید هم بقول خودمان شله ماشکی هایتان بر چاله.