بسمه تعالی

جناب آقای
 دکتر شفیعی

نماینده محترم مردم شهرستان­های ممسنی و رستم

 

آه ، کی این خفته یاران را توانم دید بیداران؟ با دم غمناک سردت، ای نسیم صبح
بیداری!چشم مستان مرا بیدارکن ، رفتند هوشیاران

 

  با عرض سلام و تحیت

       احتراماً، گفتگوی جنابعالی با  نشریه لیدوما شماره (14)و(15) در مورد پتروشیمی
ممسنی را مطالعه کردم، گفته بودیدکه: "پتروشیمی­ها در جایی مقرون به صرفه
است که هم آب باشد و هم خوراک، در مورد خوراک دچار مشکل هستیم، اما اگر خوراک هم
بیاید درمورد آب دچار مشکل می شویم، واقعا" این یک معماست
".

هر چند نقش و سهم
جنابعالی در ایجاد وضعیت به وجود آمده کنونی کمتر از برخی افراد دیگر است و از
آنجا که علاقه ندارم شما ناخواسته سخنگوی مخالفین توسعه شهرستان و بعضا" شرکت
هایی که نفع خود را در اعمال فشار بر مسئولین می دانند، شوید، علی رغم میل خود ،
به اصرار دوستان و در پاسخ به سوالات مکررمردم چند نکته را جهت اطلاع جنابعالی و
مردم فهیم ممسنی و رستم بیان می کنم:

 

الف: چه بود!

1-  
ابتدا مستندات مجتمع پتروشیمی ممسنی که دربرگیرنده سیر پیگیری موضوع تا تصویب
هیأت دولت در شهریور 1384 است و تحت عنوان " برگی از دفتر خدمت نماینده مردم
ممسنی در اولین سال نمایندگی" در 20 صفحه و در پنج هزار نسخه در مهر ماه 1384
در سطح شهرستان توزیع شده است،جهت اطلاع بیشتر جنابعالی تقدیم می­نمایم.

2-  
مبنای طرح هایی چون پتروشیمی ممسنی بیش از آنکه توجیه اقتصادی باشد، رفع عقب
ماندگی از مناطق توسعه نیافته بود. بر اساس طرح الزام دولت به رفع عقب ماندگی از
مناطق توسعه نیافته ، تصویب نامه مورخ 11/8/1381 احداث خط لوله اتیلن غرب (عسلویه-مهاباد)
برای احداث چهار واحد پتروشیمی در مناطق محروم "گچساران (اتان)، چهارمحال و
بختیاری، کرمانشاه و مهاباد" با ظرفیت دو میلیون تن در دستور کار دولت قرار
گرفت و عملیات اجرایی آن آغاز شد.

3-  
با توجه به وجود مناطق محروم زیادی در استان فارس و عبور خط لوله اصلی در کنار
آن، در شهریور 1383 مجمع نمایندگان استان از فرصت سفر رئیس جمهور وقت برای
بزرگداشت حافظ استفاده کرده و درخواست انشعابی از خط لوله اصلی اتیلن
عسلویه-مهاباد و احداث یک واحد صنعتی متناسب با آن را در استان فارس نمودند. رئیس
جمهور پیشنهاد را در خور توجه و اهتمام ویژه دانسته و دستور بررسی دادند. وزیر وقت
نفت در پاسخ به دستور رئیس جمهور با عملی دانستن احداث یک واحد پتروشیمی در حدود
غرب استان فارس با احداث انشعابی از خط لوله اصلی اتیلن عسلویه-بندر امام را قابل
انجام دانست و متذکر شد که در انتخاب محل کارخانه باید نکات زیر مورد توجه قرار
گیرد:

الف) میزان هزینه احداث خط لوله اتیلن انشعابی از خط لوله اصلی تا نقطه احداث
کارخانه پتروشیمی

ب‌)   امکان دسترسی به آب و خط لوله گاز طبیعی

ج‌)  امکان دسترسی مناسب به راه های اصلی برای انتقال محصولات
تولیدی به سایر نقاط استان فارس و استان های همجوار آن

د‌)     امکان حمل ارزان مازاد محصولات تولیدی به بنادر جنوبی برای
صادرات

ه‌)     مناسب بودن محصولات تولیدی برای احداث صنایع پایین دستی در
حوزه نفوذ آن

 ودر نهایت اعلام داشتند در صورت موافقت رئیس
جمهور با کلیات آن دستور دهند سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و مقامات استانی،
همکاری لازم را با این وزارتخانه جهت تأمین محل مناسب احداث کارخانه مبذول دارند،
و سازمان یاد شده پیش نویس مصوبه دولت را پس از برآورد هزینه ها (بند الف) و
احتمالا" تأمین هزینه بخشی از هزینه های زیربنایی مورد نیاز(از محل اعتبارات
توازن منطقه ای) تهیه و جهت تصویب به هیأت محترم وزیران ارسال نماید.

4-    
براساس نامه وزیر محترم نفت چهار کار اساسی می بایست صورت می گرفت:

 

الف) انتخاب شهرستان (مکان یابی) : جمع نمایندگان (18نماینده) استان که جهت گرفتن یک انشعاب از خط
لوله اصلی با هم متحد بودند، اینک با موافقت رئیس جمهور و وزیر نفت هر یک برای
احداث کارخانه در شهرستان حوزه انتخابی رقیب و بعضا" خصم دیگری شدند که خود
حدیث مفصل دارد. ولی با تلاش فراوان، استاندار وقت استان در پاسخ نامه وزیر در
مورخ 9/12/1383 نوشت: با توجه به قید تأمین هزینه از محل اعتبارات توازن منطقه ای
اولویت استان در صنعت مذکور، شهرستان ممسنی است.

ب) تامین هزینه خط لوله انشعابی : سازمان مدیریت نیز ضمن
اعلام آمادگی جهت تأمین هزینه خط لوله انشعابی در مورخ 4/3/1384 اعلام داشت، با
توجه به اعلام نظر استاندار محترم فارس و با توجه به مشمول بودن شهرستان ممسنی در
قانون الزام دولت به جبران عقب ماندگی های برخی از مناطق کشور (توازن منطقه ای)
این سازمان آمادگی لازم جهت تأمین هزینه خط انشعاب برای شهرستان فوق الذکر را دارد.

ج)تصویب هیات دولت :  از سوی سازمان مدیریت کشور پیشنهاد اصلاح تصویب نامه مورخ 1381 دولت داده شد
که خود این موضوع نیز با توجه به انتخابات جدید ریاست جمهوری و تغییر مسئولین خود
مثنوی هفتاد من کاغذ است. و نهایتا" بر اساس تصویب نامه مورخ 3/6/1384 هیأت
دولت احداث پتروشیمی ممسنی به نقاط واحدهای قبلی اضافه شد و در تصویب نامه قید شد
نقاط احداث پتروشیمی ناشی از تصویب نامه مذکور صرفا" در نقاط توسعه نیافته
مشمول طرح الزام دولت به رفع عقب ماندگی از مناطق توسعه نیافته است، خواهد بود.

د) تهیه طرح توجیه اقتصادی و فنی: طرح  توجیه اقتصادی وفنی توسط شرکت ملی پتروشیمی شامل
مکان یابی (جونگان ممسنی)، چگونگی تأمین خوراک از خط لوله اصلی (عسلویه-مهاباد)
از طریق روستای مظفری بوشهر تا کارخانه وهزینه آن، میزان خوراک 300 هزار تن ، نوع محصول
و صنایع پایین دستی، مسائل زیست محیطی ،چگونگی تأمین آب از طریق سد چم شیر یا
منطقه هرایرز و غیره (مثل فهلیان). سهم سهامداران: 20٪ شرکت ملی پتروشیمی، 30٪
پذیره نویسی مردمی، 50٪ شرکت های عمومی غیر دولتی (و نه خصوصی) چگونگی تامین گاز
طبیعی از خط لوله 56 اینچ وایستگاه وحدت نوراباد،نحوه دست رسی به بنادر جنوبی برای
صادرات ازطریق احداث راه اصلی خومه زار- گناوه وراههای موجود، دست رسی به سایر
نقاط استان واستانهای همجوار از طریق  بزرگ
راههای قائمیه – نوراباد – بابا میدان و بزرگ راه دالین – نوراباد وراههای موجود و...تهیه
شد و در اختیار سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور قرار گرفت.

بر اساس طرح توجیه اقتصادی وفنی طرح، برای تامین هزینه خط لوله انشعابی از خط
لوله اصلی ،سازمان مدیریت ردیف مشخصی در بودجه سال 1386 پیش بینی کرد و در قانون
بودجه همان سال تصویب شد. این ردیف در بودجه سال 1387 نیز استمرار پیدا کرد . در
بهار 1386 در سفر هیأت دولت اجرای عملیات احداث پتروشیمی ممسنی(نه خود پتروشیمی
که قبلا" تصویب شده بود) تصویب شد . در همان سال لیسانس طرح از شرکت بازل
آلمان خریداری شد. پس از تملک زمین که خود نیز حدیث مفصل دارد ،کلنگ عملیات اجرایی
در دیماه 1386 توسط معاون وزیر و ریس شرکت ملی پتروشیمی به زمین زده شد. با اعلام
وی مقرر شد یک مجتمع بزرگ با ظرفیت 300 هزار تن پلی اتیلن با سرمایه گذاری 350
میلیون دلار و ظرف چهار سال ساخته شود.که با توجه به پی گیری های مکرر و فراهم شدن
مقدمات آن عملی وقابل تحقق بود.

بهر حال  اگر چه به اختصار گفته شد ولی
هفت خوان رستم طی شد تا یک واحد پتروشیمی 
و سه بزرگ راه در ممسنی مستقر واجرایی شود. در این چهار سال بخشی عمده ای
از وقت نماینده مردم صرف ان شد که اگر اینچنین صرف نمی شد، می توانست در سفرهای
داخلی وخارجی، تدریس در دانشگاه وتربیت چند دانشجو یا در کنار خانواده وفرزندان(نه
اینکه وقتی به خانه می آیی انها خوابیده وصبح زود نیز خواب باشند که بروی )
و...بگذرد. اما از همه اینها صرف نظر شد به امید اینکه خدمتی به کشور ومردم حوزه
انتخابی خود کرده باشد.

 

ب: چه شد!

پهلوان هفت خوان اکنون طعمه دام و دهان خوان هشتم بود و می اندیشید که نباید
بگوید هیچ! بس که بی شرمانه و پست است این تزویر، چشم را باید ببندد تا نبیند هیچ،
بس که زشت و نفرت انگیز است این تصویر، نمی گردد زبانم تا بگویم ماجرا چون بود،
دریغ و درد!

1)مخالفین توسعه و پیشرفت این مردم که در سنگ اندازی و ایجاد مانع برای تحقق
این طرحها از هیچ چیزی کم نگذاشتند،ترفندهای گذشته را در زرورق جدید پیچیدند.کم
تجربگی وسهل انگاری در شرایط جدید چاشنی آن شد. ابتدا ارتباط پتروشیمی ممسنی با خط
لوله اصلی عسلویه – مهاباد ( تامین کننده خوراک واحد ممسنی) که پالایشگاه آن (کاویان
و مروارید) ایجاد و اتیلن تولید می کرد وخط لوله انشعابی آن در شرف اجرا بود را در
اواخر سال  1387قطع و وعده تامین خوراک از
طریق خط لوله جدید به نام دنا را دادند. خط لوله ای  که نه پالایشگاه آن در بید بلند و نه کارخانه
الفین آن درگچساران و نه حتی یک متر خط لوله اصلی ان احداث شده بود) .با این کار
نه تنها زمان بلکه همه تلاشهای صورت گرفته را بر باد دادند.یعنی همه تلاشهای مردم
و نماینده آنها وهفده نماینده دیگر استان فارس، مثل گرد و غبار، برتخته سنگی در
برابر بادی تند ماند و با یک تصمیم غلط یا سهل انگاری نه چهار سال بلکه بخشی از
عمر را از دست دادیم و عاقبت آن هنوز معلوم نیست.

آقای نماینده محترم اگر آن فعالیت ها را خدمت بنامیم این سهل انگاری و بی
مسئولیتی ها را چه بنامیم؟

2)سهام دار اصلی پتروشیمی ممسنی شرکت ملی پتروشیمی ایران بود و به اعتبار آن
مردم در پذیره نویسی شرکت کرده و سهام خریدند . چون یک شرکت دولتی بود، نمابنده و مسئولین
با ابزار نظارتی حق سوال و پی گیری داشتند. اما در سال 88 این میزان سهام به بخش
خصوصی واگذار شد و سهامداران بومی نیز سرگردان شدند. و دست نماینده و مسئولین نیز
برای پیگیری تا حد زیادی بسته شد.

آقای نماینده اگر آن تلاش­ها را خدمت بنامیم این سهل انگاری در حق مردم را چه
بنامیم؟

 

3)بخش خصوصی و شرکتی که سهام دولت را خریده است به دنبال حداکثر نفع خود است.
انگیزه او با انگیزه بانیان و موسسین پتروشیمی ممسنی متفاوت است. با هر شیوه ای از
جمله اعمال فشار بر مسولین ، تحریک مطالبات مردمی، استفاده از تسهیلات و... که یکی
از شیوه ها نیز تجمیع واحدهای پتروشیمی خود در یک مکان و به تبع آن کاهش هزینه ها
و افزایش نفع خود است که قطعا آن مکان ممسنی نیست. برای تحقق هدف خود مسایلی چون
خوراک و آب و... را مطرح می سازد و متاسفانه شما و نشریه لیدوما هم ناخواسته با
مصاحبه های خود مبین و مروج خواسته های آن شرکت در بین مردم شده اید .

 

ج: درنهایت

 

هر شکستی قصه ای دارد صدایی نیز، ماجراها گونه گون و رنگ وارنگ است، راهها بن
بست، عرصه ها تنگ است.گفته­ام آری و می­گویم. این دگر نقل و حکایت نیست. حسب حال
است این شکایت نیست.هر حکایت دارد آغازی و انجامی، جز حدیث رنج این مردم، غربت آنان،
گویی هرگز این غمگین-حکایت را هرچه ها باشد نهایت نیست.

جناب آقای دکتر شفیعی!

1)  
 با وصفی که در بخش ب (چه شد؟ ) عرض
کردم پتروشیمی ممسنی چون محتضری در بستر مرگ است دوست ندارم با این مصاحبه ها شما
تیر خلاص به این محتضر بزنید.

2)  
 من افسوس این مردم را می خورم که  زندگی آنها به دوره های چهار ساله تقسیم شده است
و هر چهار سال به بهانه و دلیلی بی حاصل می گذرد. روزگار ما مثل بازی پنجه پنجه
شده است       ( افراد به دو گروه تقسیم شده ، هر گروه دور از چشم دیگری با انگشتان دست  روی زمین خط می کشند. در مرحله بعد هر گروه خط
های انگشت  گروه  دیگر را پاک می­کند.)
وضعیت نمایندگی و انتخابات برای مردم ممسنی و رستم چنین شده است، به گونه ای که  نه تنها خیری از انتخابات و نمایندگان خود
ندیده­اند بلکه دود تند انتخابات به چشم همه این مردم رفته است و نمونه برجسته آن
سرنوشت این طرح­ها و همین طور انتخابات گذشته شهرستان است.

3)  
به ما یاد داده بودند که مسئولیتی که بر عهده شما گذاشته شده است «امانت »است
و نه «لقمه» که آنرا بربایی، اما وقتی موضوع امانت به لقمه تبدیل می شود هیچ سنگ
بنایی نخواهد بود که معیار و محک ارزیابی گردد. خدمت گم و خیانت، لباس خدمت به تن
می پوشد. وقتی مسئولیت امانت است یک ریال بیت المال حساب و کتاب دارد. اما اینک در
شهرستان­های حوزه انتخابی ما و شما اگر بپرسید بیت المال چیست؟ بسیاری بویژه در
برخی دستگاه­های دولتی و اجرایی آنرا مال بی صاحب می دانند که هرکس به قدر بضاعت و
زرنگی باید از آن بردارد.

4)  
وقتی مسئولیت امانت بود نماد ارزشها و ایثار یعنی ایثارگران و خانواده شهدا
محترم بودند و اگر کار کسی در اداره­ای گیر می کرد به آن­ها متوسل می شدند تا به
حرمت آنان گره از کار فرو بسته آنان گشوده شود. اما وقتی مسئولیت لقمه شد به گفته
نیما یوشیج : «شنیدیم و دیدیم شیک پوشی تازه وارد، دزد آقایی،که می گفتند، هفده
کامیون تریاک را یک قلم خورده است اما بازهم زنده است، دزد آقا حضرتش بسیار والا
بود،با پز عالی،جای او در بزم از ما بهتران خالی»میدان دار می شوند و آن درختان
عقیمی که ریشه هاشان در خاک هرزگی مستور، و یک جوانه ارجمند از هیچ جایشان نتوان
رست، میدان دار و مدعی گره گشایی نه تنها 
از کار مردم بلکه همان ایثار گران و خانواده شهدا می شوند.

    در این شرایط، هوا دلگیر،درها بسته، سرها در
گریبان، دست ها پنهان،نفس­ها ابر، دلها خسته و غمگین، زمین دل­مرده، سقف آسمان
کوتاه، غبار آلود مهر و ماه ، زمستان است.

 ای کاش می شد بدانیم ، ناگه غروب
کدامین ستاره، ژرفای شب را چنین پیش کرده، هشدار ای دوست ره تیره­تر شد.

سرانجام : اینک که کشتم اسیر بی مروت زرده گردیده است ،شکرها
هست و شکایتها، راز ها هست و تامل هست،با همه سنگین بودن، و سبک بالی بخشودن، چند و
چون­ها در دلم مردند، شکر با اشکم نثارت باد، خانه ات آباد ای ویرانی سبز عزیز من،
ای زبرجد گون، نگین خاتمت، بازیچه هر باد.

 

 

برادر شما علی
احمدی

نماینده دوره
هفتم

مجلس شورای
اسلامی