وارد سوپر مارکت که میشوی دم در چندین کارتن گذاشته شده است که انواع و اقسام ذغال درون آنها مشاهده می گردد. لیموئی؛ کبابی و ... مصرف همه آنها هم خوب و فروششان رضایت بخش است. چه کسانی ذغال می خرند؟ برای چه منظوری؟ 

وارد بزرگراه که میشوی کناره های بزرگراه نیایش مردانی را میبینی که با لباس های سیاه کیسه های سیاهی را به دوش دارند و تلو تلو خوران راه می روند!! ژولیده؛ کثیف و ... معتاد که شب را درون آبراه های زیر زمینی بزرگراه و یا پارک ها گذرانده اند و حالا خماری فشارشان آورده و راه افتاده اند تا روزیشان برسد.

من ؛ شما ؛ وزیر؛ نماینده مجلس؛ مسولان قوه قضائیه همه و همه از ااین منلظر را بسیار دیده ایم. دیشب که از رستوران برمی گشتیم غذاری اضافی را به یکی از اینها دادم. اما چه فایده؟!!

جوانانی را از دست داده ایم. هر روز کنار خیابان بچه هایمان صحنه هائی را می بینند که نباید. جرم هائی را می خوانند و میشنوند که نباید. کفش هایشان دزدیده می شود که نباید. چه کسی مسول این بدبختی هاست. در این خصوص چه کارهائی میشود کرد:

 

1- همین سازمانی که ماشین های ون دارد و هر روز پسران و دختران جوان را به آنها گیر می دهد که نه دزدی می کنند ؛ و نه کثیفند؛ و نه سلامت و دین جامعه را به اندازه معتادین دچار اختلال می کنند؛ مسول جمع آوری با آنها کنیم. البته اگر افسرانی که تا امروز فقط به زیبارویان و خوش تیپان جامعه گیر می داندند و در این راه سر از پا نمی شناسند با همان اشتیاق به این کار نیز همت کنند.

2- یارانه های این افراد را به خانواده هایشان ندهند. در مرکزی که به همین منظور درست شده است خرج کنند و برای این افراد سر پناه و مکانی برای خواب و غذا تهیه کنند.  

 3- مواد را بصورت کوپنی و بصورت کاملا" رسمی و با استفاده از یک بانک اطلاعاتی با بهمراه داشتند یک دستبند الکترونیک در اختیار آنها قرار بدهند.

و .....