علی کریمی در دفتر فوتبال ایرن غزلی بود. غزلی عاشقانه برای آنها که زیبائی را دوست داشتند. مثل خداداد عزیزی. کریمی اما مردمی ترین فوتبالیست این روز ها بود که پشتش فقط به مردم و هوادارانش بود. دریبل های ویران کننده اش همانقدر برای تیم های حریف وحشتاناک بود که برای تماشاگرانش زیبا. کریمی روزی با همه مردم ایران سبز شد اما هیچ وقت بابت این سبزی طلبکار کسی نبود. زیر دوش بلندترین مردان این سرزمین را گرفت و پیراهنش را تن چاقترین کودک این سرزمین کردو ...... کریمی به قولی فقط " کزیمی " بود.