اوج آرزوی هر پدر و مادر عشایری در استان فارس قبول شدن فرزندانشان در دبیرستان عشایری بود که به آن ۴۰ نفری هم میگفتند.

هر سال ۴۰ نفر از نخبگان عشایر در مقطع اول راهنمائی بعد از یک کنکور انتخاب میشدند و به صورت شبانه روزی در آنجا درس میخواندند.

۴۰ نفری هم از ابتکارات بهمن بیگی بود. برای روستا زادگانی که استعداد داشتند ولی امکانات نه.

تصورم این است که پارتی بازی هم نبوده است چرا که اولا فارغ التحصیلان همگی به مدارج علمی بالائی رسیده اند و این نشان از توان اولیه آنها داشته است و دوما در روستای خود ما مرحوم دکتر محمد حسینی که از خانواده ای فقیر وبا استعداد خارق العاده ای بودند با تلاش و تنها به سبب توانائی خودش به این دبیرستان راه یافت.

بهانه نوشتن این یاداشت نیز مرگ دکتر محمد حسینی است. محمد حسینی از خانواده ای فقیر و از پدر و مادری بی سواد که هیچ گونه ارتباطی با کدخدا و یا خوانین نداشته اند بود.  تنها بواسطه استعداد و توانائی خودش به دبیرستان ۴۰ نفری راه یافت و با بورسیه به کشور کانادا رفت و پزشکی خودش را گرفت. از اولین پزشکان بومی منطقه بود.

چگونه این استعداد ها کشف میشد؟ چه کسی این مکانیسم و این سیستم را طراحی کرده بود؟ امروزه فرزندان فقرا و روستا زادگان با استعداد آیا به همین صورت کشف میشوند؟