نورآبادی های مقیم تهران را دعوت کرده بودم. روز سوم ماه مبارک رمضان برای افطاری. امسال نذری رمضان را اینطور ادا کردیم. باعث شدم تا خیلی از دوستان همدیگر را ببیند و من خودم نیز دوستان را از تزدیک زیارت کنم. نمایندگان ادوار گذشته همه بجز آقای دکتر امینی و آقای انصاری همه آمده بودند. دکتر شفیعی که حضورش در مجلس و دوستیش یکی از انگیزه های این مجلس بود نیز تشریف داشتند. مطابق هر مجلس اول صاحب مجلس که بنده باشم خوش آمدی گفتم. و بعد خوشحالیم را از اینکه توانستم این جمع را در این جا دور هم جمع کنم بیان کردم. اینکه همه ما بواسطه اینکه از یک خاکیم اینجا هستیم هم باعث غرور همه ما بود. خاک گرم ممسنی. و دو پیشنهاد هم دادم:

 

1-     هر کسی که میتواند حتی یک نفر را امسال بکار بگمارد. حتی برادرش را

2-     کمک به ایتام ممسنی با پرداخت ماهی 20000 تومان بوسیله کمیته امداد امام

 

بعد هم آقای حاج صمد شجاعیان ؛ سید عبدالرسول موسوی؛ حاج رضاقلی الهیاری؛ دکتر علی احمدی؛ آقای عبدالرضا مرادی و سپس آقای دکتر شفیعی صحبت و سخنرانی کردند.

یوسن آبسالا ن را هم خواهش کردم که صحبتی بکند اما گفت که آلان فقط میتواند عرض ادبی بکند. من را هم تشویق کرد که مجری خوبی هستم. این افتخار را داشتم که چند سالی شاگرد آبسالان باشم و در چندین تئاتر نقش ایفا بکنم.

در مجموع حدود 150 نفری آمده بودند. آقایان شجاعیان؛ دکتر شفیعی؛ حجت الاسلام موسوی؛ دکتر علی احمدی؛ مهندس هادیپور؛ دکتر برزین ضرغامی؛ آقای داریوش محمودی؛ مهندس فرهاد احمدی دور یک میز نشسته بودند.

آقایان الهیاری؛ آقای مرادی؛ مسعود عزیزی و ... نیز دور میز دیگری. شرکت نفتی های مانند مهندس رهام قاسمی و زریر گدرزی و دکتر یداله کریمی هم دور میز دیگری نشسته بودند. فنی حرفه ای ها هم که جمع 5 الی 6 نفری بودند دور میز دیگری بودند.

با ورود آقای شفیعی ایشان بالای همه میز ها حاضر شد و با همه مهمانان سلام و احوالپرسی کردند. لحظه روبوسی با آقای مرادی هم جالب بود. اما به قول آقای طهمورث قاسمی حیف که عکاس مجلس من در آن لحظه حضور نداشت که عکس بگیرد.

عکاس مجلس هم تارا بود. عکس های خوبی گرفته بود که روی وبلاگ خواهم گذاشت تا ببینید. سعی میکنم از این به بعد نذریم را به همین صورت ترتیب بدهم.