سلام

این حکایت امروز من است. ساعت 5 صبح با صدای Wake UP Call System   هتل بیدار شدم. دیشب علیرغم اینکه زود خوابیدم (ساعت 2 صبح) امروز را با دلخوری بیدار شدم. هنوز چشمانم خوب اطراف را تشخیص نمیدادند که صدای زنگ تلفن مرا مثل فنر از جا کند.

تاکسی ایستاده در ورودی هتل و باید بروم. از هتل تا فرودگاه در خلوتی صبح حدود 40 دقیقه وقت میبرد که حدودا" 70 یوان هو باید بپردازم. میشود حدود 14000 تومان ایرانی.

وارد فرودگاه میشوم. یکی از بزرگترین فرودگاه های دنیا است. ترمینال 2 برای پرواز های داخلی است. من با خط هوائی China Southern مسافرت میکنم. پرواز ساعت 7:25 دقیقه به مقصد لانجو میباشد.  

در فرودگاه پکن خودم را به دستگاه Account  گیری اینترنت رساندم و یک اکانت مجانی گرفتم. تا ایمیل هایم را چک کنم.  

پرواز ظاهرا" تاخیر دارد. و یابد بنشینم. مقدار تاخیر هم معلوم نیست. پسر بچه ای فرودگاه را روی سر گذاشته است. گریه میکند که فرودگاه وارد دهنش میشود. پدر و مادر هم Relax. میخواهم یک تشری بزنم اما کوتاه می ایم. پروازت دیر بشود؛ این بچه هم که قوز بالا قوز شده است.

حیران مانده ام. دوباره کامپیوتر را بر میدارم. اما خبری از Wi FI  نیست. در این Gate گویا اینترنت بی سیم خوب کار نمی کند.

خوب مشخص شده است که پرواز کنسل شده است. چینی ها سروصدا راه انداخته اند. من اما دنبال راهی میگردم. حس ایرانی من ناخود آکاه میرود دنبال یه آشنا ؛ پارتی و غیره میگردد. اما اینجا ایران نیست. میروم بعنوان اولین نفر در لیست انتظار اسم مینویسم. خانم (خواهر) هواپیمائی به من گفت که خیلی با هوشم. من هم که کشته و مرده اینم که تعربفم بکنند و هندوانه .....

آه یادم آمد. گرسنه ام. KFC زنده باد. رفتم طبقه بالا. در راه که میرفتم مسافران دیگر را دیدم که به هتل منتقل میکردند. رفتم KFC دو تا بال مرغ؛ دو عدد کیک کوچک و کاپاچینو. را نوش جان کردم. دوباره برگستم کانتر پرواز. حالا ساعت 10:15 دقیقه است. من هم کمی خواب آلود اما سیر دنبال بلیط هستم.

امیدی نیست. درراستای شعر خوانیم به زبان لری؛ برای خودم می خوانم. که : پل پلی چهارده پلی پل پیچناده                       نومزاد ت دوش گشتنه زر ره نهاده (ای دختری که موهایت را پل کرده ای (بافته ای) نامزدت را دیشب گشته اند و جناره اش را در کنار جاده رها کرده اند)

باید نشست. با اینهمه مشغولی و کار زیاد باید اینجا در فرودگاه نشست تا خبرت کنند. انتظار واقعا" سخت است. جالب است که بلیط برگشت هم ندارم. مسافرت باید پر باشد از خاطرات. به قول پدرام که امسال پزشکی قبول میشود : تو جاده گچساران خاطره دارم.

صدایمان میزنند و به صفمان میکنند. به هر نفر بخاطر تاخیر هواپیما 200 یوان معادل 40000 تومان پرداخت میکنند. حالا غرغر هاکمتر میشود. و بعد از نیم ساعت سوار هواپیما میشویم .