حسب نوع کار من که پروژه میباشد جوانانی از شهرستان ممسنی و مخصوصا" آنهائی که مرا میشناسند برای کار به بنده مراجعه میکنند. من هم تا جائیکه بتوانم و آبرویم خردیار داشته باشد با خواهش و تمنا آنها را بکاری مشغول میکنم. حساسیت هائی هم در محل کارم بوجود آمده است که با توجه به توانائی و نوع برخورد جوانان ممسنی در محل کار کم کم تعدیل شده است. حالا هرکدام با تجربه خوبی که پیدا کرده اند مهندسی شده اند و آبروئی پیدا کرده اند. وجود انها باعث سربلندی من شده است.

اما تعداد متقاضیان کار بیسار زیادند و توانائی من محدود. انتخابات مجلس نزدیک است و نمایندگان استان مرکزی هم دنبال رای و بشدت از استخدام غیره بومی جلوگیری میکنند. جدیدا" طی جلسه ای شکایت کرده اند که فلانی 70 نفر از ممسنی را  استخدام کرده است. پیش خدم گفتم باز خدا رو شکر که اطلاعاتشون کامل نیست.

لازم است همشهریانی که مسو’لیتی دارند دست جوانان را بگیرند. جوانان ممسنی باعث سربلندی آنها خواهند شد.

از قشری که من هیچ کاری برای آنها نتوانستم انجام بدهم دختران با هوش و با استعداد ممسنی هستند که با توجه به محل کار من که پروژه است عملا" امکان پذیر نمی باشد.  من خودم چون دو تا دختر دارم و هر دو تاشون نمی خواهند مهندس بشوند نگران همه دختران ممسنی هستم.