روزها فکر من این است و همه شب سخنم                    که چرا فارغ از احوال دل خویشتنم؟

راستی چرا؟ چرا وبلاگم را بروز نمی کنم؟ چرا نمی نویسم؟ بعضی از دوستان هم لطف دارند و جویای احوالات میشوند. بعضی ها هم اصلا" باور نمی کنند که من سیاسی نیستم و اصلا" از سیاست متنفرم و مرا هی به چپ و راست میچسبانند. میگویند اصفهانی ها در اسلام  با هم اختلاف دارند اما در اصفهان نه. و همین باعث میشود که برای اصفهان از ذوب آهن تا پالایشگاه و پتروشیمی و فولاد و ... به ارمغان بیاورند.

 خیلی دوست داشتم بتوانم خدمتی در جهت مشکل هندوانه ها بکنم و حتی پیشنهاد هائی هم دادم اما نشد و مردم هندوانه را تا کیلوئی 25 تومان در مزارع خویش و سر زمین فروختند. حالا پیشنهاد میکنم برای سال بعد همه هندوانه بکارند چون دیگران کمتر خواهند کاشت.

 

نوشتم تا باشم. هستم چون مینویسم.