من به ساز و نغاره خیلی علاقه دارم. مهتر که میزند مردانگی هم نماد پیدا میکند. پسر های زیر ابرو برداشته کمتر پیدایشان میشود. ساز که میزند صدای من عشایر تا دور دست ها با دامب و دومب مهتر میرود و این یعنی من هستم. ژاپن که بود دیگر زنان بصورت معمول کیمنو نمی پوشیدند. ولی در عروسی ها همه از مهمان گرفته تا عروس خانم لباس سنتی بتن میکردند. جالب اینجا بود که حتی در جشن های فارغ التحصیلی دانش جویان نیز لباس کیمونو میپوشیدند. حالا که تهرانی ها بدنبال لباس های محلی برای عروسشان هستند و عروس را با گالسکه و اسب به خانه بخت میبرند؛ دختران نجیب عشایر با گردنی لخت و بدون حجاب با تور و تاج به خانه بخت میروند. آیا اینها نگاههای شرم زده پدرانشان را نمی بینند؟

اعلامیه عمله ای ها بدرستی به این دو مورد اشاره کرده است. لازم به یاد آوری است که یک کلیپی از مهتری دارم که چنان نغاره مینوازد و با ساز به رقص در می آورد که مرده را زنده میکند.