خیلی زود تر از همیشه آمدن نوروز را به یکایک اهالی نوراباد و مخصوصا دوستانی که به وبلاگ سر میزنند تبریک عرض میکنم. به قول خودمان ؛ عید شریفت مبارک ؛.

از حالا تصور میکنم که اولین روز عید مردم چند تا چند تا با لباس های نو راه خانه های همدیگر را در پیش گرفته اند و بدون هیچ عجله ای در راه ازبهار و باران گپ میزنند.

راستی تا حالا به آرامش عید فکر کرده اید؟ آرامش عجیبی بر همه جا سایه گسترده است.

مادرم معتقد است در لحظه تحویل سال باید در خانه بود چرا که اگر نباشی در طول سال باز به قول خودمان ولو (خانه گرد) خواهی شد. معتقد است در لحظه تحویل سال پول هم باید در خانه باشد تا سال خوبی از نظر مادی داشته باشی. بیداری هم مهم است اگر در سال تحویل خواب باشی که دیگر انتهای سال معلوم است.

از دیگر خوشحالی های عید جمع شدن همه نوه ها و فرزندان در منزل پدربزرگ و مادربزرگ هاست. قدر آنها را بدانیم و سرمان را بر زانوهایشان بگذاریم تا نوازشمان کنند. کادو برایشان بخریم تا بدانند که دوستشان داریم و شب ها بنشانیمشان تا تعریف برایمان بکنند از شب بارانی که باد چادر ها را برد و گرگ همه بره ها را درید.

عید آدم های آبرومند فقیر را دور از چشم دیگران یادتان نرود عیدی بدهید. از آدم هائی میگویم که دستانشان پینه بسته است و لبشان خشک. آدم هائی که آرام می‌آیند و می‌روند و در راه با خود زمزمه میکنند.