برای چندمین سال بیشتر از سه سال نو را تجربه کرده ام. اول در ده دی ماه  که اول کریسمس و عید مسیحیان است و حالا که امشب 17 فوریه که عید چینی هاست. سومین عید و سال نو هم که سال نوی ایرانی درروز عید نوروز است. البته عید عرب ها هم بوده است که نمیدانم در چه روز و ماهی بوده.

تصمیم دارم در مورد عید نوروز در ممسنی بنویسم. بی شک قشنگ ترین ماه  سال در ممسنی ماه اردیبهشت است.

گل های کره دزد (شقایق وحشی که گوسفندان با خوردن آن کره شیرشان کم میشود) بر روی سبزه های شاداب در کنار چشمه هائی که گاها"عمرشان همچون گل کره دزد کوتاه است حسی را به جانتان مینشاند که هرگز فراموش نخواهی کرد.

لباس نو، شیرینی، آجیل و میوه برای پذیرائی از میهمانان از چند وقت قبل تهیه شده است.  نان شیرین صبحانه را بعضی از مادران برای ابن روزها آماده کرده ند. همه منتظر آمدن عید هستند.

روز عید گله دارها گله را در کنار روستا رها میکنند چرا که هیچکس حاصر نیست در این روز با گوسفندان باشد. این دعوائی بود که همیشه با کاظم و کاوس داشتیم.

روز عید فقیر و غنی را سر میزدیم. یادم دارم که در یک روز بیش از 30 تا خانه را سر میزدیم. از بزرگتر ها شروع میکردیم. ریش سفیدها. و بعدش بترتیب از خانه های همسایه و .... بعضی موارد را هم بصورت ویژه سر میزدیم. اگر خانواده ای در طول سال گذشته کسی را از دست داده بوده اند برای ابراز همدردی و برای اینکه در آستانه سال نو احساس تنهائی نکنند همه اهالی روستا و فامیل به آنها سر میزنند.

   عید عروسی ها هم به راه است. خواستگاری ها هم در این روزها پایه گزاری میشوند. بزرگتر ها معمولا" حواله میدهند به عید، گندم برون و شلتوک برون.

قبل از عید سعی میکنند اگر خانوده ای داغدار است لباس عزا از تنش درآورند و با برگزاری مراسم  چهلمین روزقبل از عید به دیگران این اجازه را بدهند که اگرعروسی دارند انجام بدهند