عاشورا بود. بعد از ظهر گند عاشورا. عاشورا بعد از ظهرش خیلی دلگیر است. هر جا که باشی. یک آزمایش هوا داشتیم که باید در روزی انجام میشد که سایت خالی از کارگر باشد. روز عاشورا را پیمانکار چینی انتخاب کرده بود. مجبور بودم تمام روز را در سایت باشم. یاد حرف مادرم افتادم : دهه اول عاشورا نباید مسافرت رفت؛ نباید کاری را شروع کرد؛ ولی مجبور بودم در روز عاشورا کاری را انجام بدهم که خطر فراوانی داشت. از صبح ساعت 7 شروع کردیم و شب ساعت 8:٣0 در سوز و سرمای اراک تمام شد.

دیشب کاری از مجید مجیدی را تلویزیون پخش کرد که یه نوحه خوانی به نام قطری در شاه چراغ نوحه میخواند و خلیلی زیبا بود. امشب هم از مرحوم استاد موذن زاده یک مصیبتی را پخش کرد که جالب بود. موذن زاده یک پسری دارد در ژاپن که اصلا" به پدر نرفته. در یک سالی که ژاپن بودم (سال 2004 و 2005) از دوستانش شنیدم.

در مراسم امسال نورآباد دو نفر در دعوا های محلی کشته شدند. که واقعا" جای تاسف دارد.