من مدرسه راهنمائی ابن سینا درس می خواندم. معلمان ما در تحصنی در آموزش و پرورش شرکت کرده بودند. طاهری نامی رئیس اداره آموزس و پرورش بود و آنها خواهان استعفای او بودند. به عملکرد طاهری انتقاد داشتند. ۶ و ٧ آذر ماه که پنج شنبه و جمعه بود معلمان در آموزش و پرورش که آن زمان داخل شهر بود به بست نشسته بودند. شنبه ٨ آذر مدارس تعطیل بود و دانش آموزان هم به معلمین پیوسته بودند. ما از تعطیلی مدارس خوشحال بودیم و بی خبر از هرآنچه در پشت پرده می گذرد.

طایفه گرائی و فامیل گرائی هم بعضی از مردم عادی را به آموزش و پرورش کشاند. اشتباه بعضی از مسئولین وقت هم مزید بر علت شد. تا 8 آذر در نورآباد پدید آید.

شاید اگر امروز بود دست اندر کاران براحتی مسائل را حل میکردند. درگیری شد. طاهری تبدیل شدبه نظام. و معلمین روبروی نظام قرار گرفتند. اشتباهات هر دو طرف کار را به درگیری کشاند.

  یادم است بعضی از رادیو های خارجی امار تلفات را تا 100 برابر بزرگ میکردند. بعد از درگیری خیلی ها از کرده خویش پشیمان شدند. خیلی از مسئولین هم شنیدم که توبیخ شدند.

کاش اینگونه پرونده ها باز خوانی بشود تا تجارب بدست آیند و تکرارنگردند.