<!-- /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

ببار ای باران، ببار، بر دشت و کوه کشور من. ببار. رود ها را پر آب کن. امیدی به نفت نیست. آب مردمی خوب است نه نفت دولتی. آب ها ابر شوید.ابرها باران شوید. ببارید. زمین های ما تشنه هستند. باران ها بموقع ببارید و فراوان تا نیازی به سد نباشد که مارا امیدی به سد نیست. چندان مبارید که سیل شود. سیل بند ها ماسه ای اند نه سیمانی.

 باران، گندم به سفره من بیاور نه جامعه مدنی و نفت. گاوهایمان را پرشیرکن تا بچه هایمان درصف تغذیه سیاست زده مدرسه و 2 هزارتومانی رئیس بانک دولت نایستند.

به روستای مان سرومانی بده تا خاله معصومه و بچه هایشان به شهر نروند و داود هروقت که علی برادر بزرگترش از امریکا زنگ زد برایمان تعریف کند. میدانم خاله معصومه هم از شهر میرود تهران تا با زمین های دولتی در میان امکانات زندگی کنند.

دوباره امسال این خانم هوا شناسی را شرمنده این و آن نکن. دوستانش برای رفتن به ویلاهایشان ازاوانتظار هوای بدون باران دارند پس روزهای پنج شتبه و جمعه و تعطیلات عمومی باران تعطیل و از شنبه میباری تا چهارشنبه.