اینجا هفته دفاع مقدس است.

دیشب تن یک مدافع نه چندان مقدس سرد شد.

چند روز پیشتر یعنی دقیقا" سی روز پیشتر تن هدیه اش نیز سرد شده بود.

تمام کانال های تلویزیونی برای هفته دفاع مقدس با صرف هزینه های گزاف فیلم ساخته اند.

دیشب اما اینجا یک مدافع شیمیائی که دختر شیمیائی اش سی روز قبل شهید شده بود شهید شد بدون هیچ دوربینی.

با یکی شروع میکرد. باز هم نمی توانست بخوابد. دو تا سه تا  ...... آرامبخش

شاید خوابش ببرد.

شاید برای لحظه ای سفیر خمپاره ها فراموشش کنند.

شاید خیال "هدیه" ای که برای خدا فرستاده بود برای دقایقی در خواب هم آغوشش شود.

 

این هفته هفته دفاع مقدس است.

اینجا اما مدافعی است که صدای خورناسش در خواب مزاحم تمام همسایه ها است.

صدای خرناسی که از ریه های شیمیائی یک مدافع برمی خیزد با صدای خرناسی که از یک شکم پر بلند می شود فرق می کند.

  امشب همسایه ها راحت بخوابید.

 

این هفته هفته دفاع مقدس است.

این هفته هفته جانبازی است. 5 یا 10 یا مثل این مدافع 65 درصد.

بعد از دفاع بدن را و روح را به درصد تبدیل کردند. برای هانیه که مانده است چند درصد در نظر باید گرفت؟

برای اینکه پدر جانبازش و گاه بیگاه در کوچه بیهوش میشد صددرصد

برای خواهرش "هدیه" که شیمیائی بدنیا آمد و سی روز پیشتر هدیه شد به خدا صددرصد

برای مادرش که شیمیائی است صدرصد

برای پدرش که هدیه اش را دیشب شخصا" به پیشگاه خدا برده است صدرصد

 

اینجا هفته دفاع مقدس است

اینجا تن بیجان یک مدافع برای گرفتن جواز شهادت در صف  بنیاد شهید مانده است

دعا میکنم خدا لیست دیگری داشته باشد

دعا میکنم که "ایران" لیست دیگری داشته یاشد

که نام یکایک سربازانش شهیدش را در آن ثبت کرده باشد.

 

بیاد دوست عزیزم مهندس فرشاد حریری که دیشب بعد از عمری رنج شیمیائی جان به جان آفرین تسلیم کرد و شهید شد.