رفته بودم نورآباد. برایم واقعا" جالب بود. به دور بودن خودم از بطن مردم بیشتر پی بردم.

1-     پی بردم به اینکه انتخابات گذشته هنوز نقل هر مجلسی است. اینکه مردم از اینکه به سولات مطرح شده جواب داده نشده است چقدر ناراحت هستند. اینکه چرا به اتهامات آقای رئیس جمهور به آقایان ناطق و رفسنجانی رسیدگی نشد. یا اینکه به مسائل مالی آقای رئیس جمهور که توسط آقای کروبی مطرح گردید چرا جواب ندادند. یا اینکه آیا واقعا" رئیس جمهور دروغ می گوید؟

2-     ماهواره همه جا هست. نه یکی و نه دو تا. 3 تا در هر پشت بام و یا حیاطی.

3-     اینکه جوانان دارند از دین فاصله می گیرند. بی حوصله می شوند. توان تحملشان از کم هم کمتر میشود.

4-     و جومونگ که حتی در هنگام مراسم ختم هم نباید فراموش بشود.

5-     و اینکه بی بارانی متوالی دارد زمین ها را به کام زمین خواران می کشاند تا کوچ ها و دستفروشی درکنار خیابان ها رونق بگیرند.

 

درروستای باجگاه بیشتر از دو سوم مردم به موسوی رای داده بودند و از صندوق نیز چنین بیرون آمده بود. به رای خودشان می بالیدند و این را نشانه غرور برای روستایشان میدانستند.