یا دوست جوانم وارد اداره میشوم. حراست دوستم را صدا می زند. چرا آستین کوتاه پوشیدی؟ نمی توانی بروی بالا.

دوستم که جوانی مودب است با خنده می گوید باشه فردا. اما حراست جدی است. دوستم که تا الان فکر می کرد یک شوخی دوستانه است،‌جا می خورد.

پس چرا به فردین نمی گوئی؟ همکار حراستی می گوید که مال شما کوتاهتر است.

دوستم به شوخی بازویش را جلوی حراست روی میز می گذارد و می گوید یک علامت روی بازویم بزن تا بدانم تا کجا مجاز است؟

همکار حراستی می خندد و بخشنامه اش را نشان می دهد!!! مامور و معذور.