چند روزی است که دست و دلم به نوشتن نمی رود. دلایل عمده یکی انتخابات ریاست جمهوری و اتفاقات بعد از آن. یکی هم کارم که این روزها عموما" باید در سایت بودم. معمولا" از ساعت 7 صبح تا 10 شب را در سایت میگزراندم. دیگری هم فیلتر شدن پرشین بلاگ در شبکه اداره.

البته دلیل اصلی دیگری هم دارد که شجاعت است که من ندارم. من نمی توانم  بر خلاف فکرم بنویسم. حد ومرز نوشتن هم معلوم نیست. من اصلا" فکرم خراب است. هر کدام از مسائلی را که می نویسم حاضرم در هر مهد کودکی انکار کنم.

اما انتخابات و بعد از آن:

 از تمام دوستان من فقط یک خانواده به احمدی نژاد رای دادند. چند جوان دانشجو به کروبی. دونفر هم به رضائی و بقیه دوستانم به موسوی.

شب آخر تبلیغات در بلوار پونک 80 درصد طرفدار موسوی بودند؛ 10 درصد طرفدار احمدی نژاد و 10 درصد دیگر به کروبی و رضائی تعلق داشتند (برداشت من از آنچه دیدم).

مناظره های جالبی هم انجام شد. کلیه حرف های ضد انقلاب؛ رادیوهای بیگانه؛ اپوزسیون و .... تماما" توسط مسؤلین رتبه اول کشور (در زمان های مختلف) تائید شد. اختلاس خانواده هاشمی و ناطق که ریاست قوه های مجریه و مقننه را برای بیشتر از 20 سال (مجموع) در اختیار داشتند؛ ناکارا بودن دولت در هم زمان ها (بی لیاقتی در اداره دولت)؛ گرفتن رانت های بیشمار از مدارک تحصیلی تا وام های میلیاردی توسط مسؤلین بلند پایه؛ دروغ گو بودن مسؤلین در قبال ملت؛ نخبه کشی و ...

صبح روزبرگزاری انتخابات کیهان خبر از پیروزی احمدی نژاد داد؛ عصر موسوی در مقابل خبرنگاران خارجی اعلام پیروزی کرد. فردا صبح معلوم شد که چند اتفاق افتاده است:

1-     اصلاح طلبانی که همیشه و در همه انتخابات رای داده اند به موسوی رای داده اند.

2-     مردمی که تا الان رای نمیدادند (شامل تحریمی ها؛ برانداز ها؛ ....) و  پای صندوق ها آمده بودند طرفدار احمدی نژاد بوده اند و به او رای داده اند.

3-     لر ها آدم های متعصبی نیستد . کروبی را حتی در شهر خودش هم نمی خواهند.

4-     رضائی که در تمامی مناظرات منطقی صحبت می کرد اشتباه کرده است و باید به شخصیات دیگران هم بپردازد.

و سرانجام در روزهای بعد متوجه شدیم:

- خس و خاشاک هم در بین مردم هستند.

- بعضی ها لباس بسیج را پوشیده اند و به تخریب منازل مسکونی و اموال مردم شده اند.

- اون طرفی ها خار و خس هستند و این طرفی ها گل.

- از قبل از انتخابات عده ای انتخاب شده بودند؛ ترجیحا" زن؛  تا در راهپیمائی بعد از انتخابات گلوله بخورند و کشته بشوند تا فیلمشان در رادیو تلویزیون های بیگانه پخش بشود.

- از قول یک خانم محترم : خاتمی خونخوار؛ هاشمی دزد و خبیث؛ ناطق .... و از طرف عده ای دیگر شجریان نه تنها استاد نیست بلکه خائن؛ مزدور؛ .... میباشد.

 

شما به ما مردم معمولی که از سیاست چیزی نمیدانیم و رای مان را میدهیم که برای استخدام شدن و کوپن گرفتن مشکلی نداشته باشم بگوئید چکار کنیم؟