بهار خنده زد و ارغوان شکفت

در سایه زیر پنجره گل داد یاس پیر

دست از گمان بدار ای رفیق که بهار آمده است و سال جدید برای همه ما جدید خواهد بود اگر جدید فکر کنیم و تازه بیندیشیم. خاتمی کناره گیری کرد تا رهبر اصلاحات بماند. شکست خاتمی، شکست اصلاحات بود و بعید نبود که جناح مقابل تمام تلاشش را برای تمام کردن یکباره اصلاحات صرف کند تا سال نو را با تمام وجود جشن بگیرند.

اما موسوی که هرگز زمام امور را در عیش و مستی بدست نداشته است و تمام دوران حکومتش جنگ بوده است دستش را بالا آورد و کاندید شد تا شاید وحدتی پدید آورد و سال جدید را سال اصلاحات کند.

احمدی نژاد که بعلت مشغله کاری و سفر های متعدد فرصت خواندن روزنامه ها و شنیدن اخبار را ندارد خودش را رئیس جمهور تا سال ها بعد می داند و بعید میدانم در این ذره ای شک داشته باشد او شاید با دیدن مردم مشتاق و استقبال کنندگان شهرستانی و استانی به این نتیجه برسد که نتیجه انتخابات از همین الان مشخص است و نیازی به برگزاری انتخابات نیست.

چهارشنبه سوری اما چیز دیگری است.آتش که نماد ایران باستان است برای حکومتیان که ایران را با سی و یک سال سن میشناسند و نه بیشتر چندان خوشایند نیست. بچه های امروز که معلوم نیست از کجا برایشان پیغام می رسد اما چنان آتش برپا می کنند که گوئی بصورت ارثی از اجدادشان به آنها رسیده است. دولتیان از آتش و سنن ایران باستان میترسند. نمی دانم چرا؟ شاید با دیدن افتخارات گذشته از اینکه امروز کشوررا بدین صورت درآورده اند  ..........

سفر و رفتن به نورآباد چنان شوری را در دلم به راه انداخته است که خودبخود با صدای بلند پل پلی چهارده پلی را می خوانم. عید شوری و شوقی اما در دلم بر پا کرده است که مپرس. فردا نهار را که خوردیم خودمان را اول جاده ای قرار میدهیم که هزار بار رفته ایم. جاده ها را با سرعتی که نه پلیس جریمه کند و نه دلمان از شوق بترکد طی خواهم کرد.

اما  سال نو را به شما دوستان عزیز که از قصد و یا از سر اتفاق به این وبلاگ گذرتان می افتد شادباش می گویم. آرزوی سالی همراه با سلامتی و خوشحالی برای شما دارم. از نورآباد و عید و مراسم های دیگر عکس خواهم گرفت  و در اینترنت خواهم گذاشت تا ببینید و لذت ببرید.