فردای روزی که باروزی را ببرند عروسی شروع ميشود. عروسی ها معمولا بمدت يک شب و يک روز طول ميکشد. مهمان ها در خانه همسايه ها مينشينند و مراسم زنانه مردانه کاملا جدا ميباشد. در قسمت مردانه معمولا ساز و نغاره عروسی را گرم ميکند. چوب بازی مطلوب جوانان جا افتاده و افراد مسن ميباشد. معمولا در چوب بازی کرکری های فاميلی و طايفه ای وجود دارد. در چ.ب بازی يک نفر با چوبی به قطر تقريبی ده سانتی متر از خودش دفاع ميکند و نفر حمله برنده با جوبی باريک حمله ميکند. حمله کننده فقط ميتواند به قسمت کمر به پائين بزند. چوب ها معمولا از چوب درخت انار ميباشد. آدمهائی که دستان بلند دارند برای چوب زدن شانس بيشتری دارند. چوب بازها معمولا اسم و رسمی دارند و در هر طايفه عده ای به چوب زدن و عده به چوب گيری و يا دفاع شهرت دارند.

رقص دايره ای زنها نيز در قديم بسيار رايج بوده است که با انفلاب برای مدتی به درون خانه ها برده شد. حتی ساز و نغاره ممنوع گرديد. ولی امروزه دوباره رقص دايره ای زنها که با پوشيدن لباس محلی رنگی زيبائی خاصی پيدا ميکند رواج پيدا کرده است.

رقص زيبای زنها که با موزيک ها و ريتم های مخصوص لری ميباشد از زيباترين لحظه های يک عروسی است. از زيباترين ريتم ها ( که لر ها قحص ميگويند) ريتم اشتفی ( اشرافی) منگنا ميباشد.

علاوه بر ساز و نغاره در بيشتر عروسی ها خوانندگان محلی در ميام مهمانان به خوانندگی ميپردازند که با ساز ويلون همراهی ميشوند. از مشهور ترين خواننده ها مرحوم ناصر و از زندگان به محمد بهار ميتوان اشاره کرد. از نوازندگان هم شنبه نوائی استاد ميباشد.

از نوازندگان ساز هم مرحوم سيف الله و از زندگان شنبه نوائی از اساتيد ميباشند. علاوه بر ساز و نغاره در بيشتر مراسم عروسی ارگ هم حضور دارد که معمولا ارگ در مجالس زنانه و برای پسر و دخترهای جوان مرد استفاده قرار ميگيرد.

غذا شامل دو بخش کاملا مجزا ميباشد. يک بخش که توسط آشپز اداره ميشود مسئول پختن برنج ميباشند. و خورشت توسط خانم ها تهيه ميگردد. غذا معمولا از مرغ، خورشت قيمه يا سبزی بهمراه پلو با نوشابه و سالاد يا ماست ميباشد.

غذا در سينی های استيل کوچک سرو ميشود. هر سينی برای دو نفر در نظر گرفته که برنج را درون سينی ميريزند و گوست و مرغ را بر بالای برنج ميگزارند. خورشت را در يک بشقاب در کنار هر سينی قرار ميدهند. معمولا روی سينی را با يک نان ميپوشاند. در عروسی ها غذا با دست ميخورند. و به همين دليل قبل از غذا با لگن و آفتابه دست مهمان ها ميشورندو همچنين بعد از غذا.

در روز دوم عروسی به اصطلاخ عروس را که شب قبل با حضور عاقد و در مجلسی مانند ديگر جاها عقد شده است می آورند. در گذشته دور که عروس را با اسب ميآوردند ولی از سالها پيش که ماشين همکاره شده است آقا داماد معمولا با خرج زياد ماشين را گلکاری ميکند و عروس خانم را از درب آرايشگاه تحويل گرفته به خانه عروس خانم برده و از آنجا با بوق و ساز و نغاره عروس را به خانه بخت ميبرند. در گذشته نچندان دور همسر خطير روستای عروس هم با عروس راهی ميشد تا عروس خانم تنها نباشد. و بعضی وظايف ديگر هم داشت که هيچوقت بطور کامل به کسی گفته نشد تا من بدانم و بنويسم.

از رسم های بد گذشته که من خودم يا دارم زدن چوب به سر عروس بود که داماد قبل از اينکه عروس وارد خانه بشود با چوبی آهسته به سر عروس ميزد و بقولی عقدش ميکرد برای خودش که باز هم دقيقا نميدانم اين برای چه بود.

خبر از پا تختی در روز بعد از عروسی نيست. عروس خانم بعد از وروئ به خانه داماد به حجله رفته و اقوام برای ديدن عروس خانم بايد مبلغی پول بعنوان روگشا به عروس خانم بدهند تا رويش را باز کند و مورد زيارت واقع بشود.

در سومين روز عروسی پدر عروس خانم برای اينکه دخترش به خانه بيايد دخترش را بهمراه خانواده و فاميل های داماد دعوت کرده تا دختر رويش باز شود و بتواند به خانه پدرش برود.

سعی ميکنم به مرور زمان اين سه قسمت عروسی را کامل بکنم.