<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:1; mso-generic-font-family:roman; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0in; margin-right:0in; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

نوروزآمد. عمو نوروز آمد. عمونوروز با عروسک های باربی برای عده ای و با دستانی خالی برای بعضی ها. عمو نوروز شرمنده جمعیتی ، در سر چهاراه های شهر دستش را پیش کسان دراز کرد تا پل ببندد به آبروی خویش.

حاجی فیروزآمد. تاروی سیاهش و لباس های قرمزش را اسباب خنده کند برای عده ای و شرمندگی برای خودش. آمد تا در پس نقابش فرزندانش اورا نشناسند و فرزندان مارا بخاطر یک اسکناس لهیده کثیف بخنداند.

نوروز آمد تا نوروز ترک جارویش را روی دوش بیندازد و با صدای بلند داد بزند " گرد گیری میکنم، قالی می شویم ....." تا لفتش بدهد شستن قالی 6 متری بی بی را تا شاید نهاری هم نصیبش بشود. لباسی هم برای بچه هایش.

عید آمد تا سمن و زبیده هر روز کوچه ها را در کنار دیوار ها از ترس آبرو طی کنند تا شاید قرضی بکنند و لباس برای نوه هایشان که پدرشان معتاد است ببرند.

عید است و بر همه شما مبارک باد. مبارک باد پاداش آخر سالتان اما یادتان باشد پاداش محتاجان را هم بدهید. عیدی که میگیرید فراموش نکنید تا عیدی آنهائی که روز عید به خانه شما می آیند کنار بگذارید.

عید است و سالی که گذشته است توانسته ایم امیدمان را به فضا برتاب کنیم. بی شک انتظاری کمتر ازاین نیز از مسولانی که فارغ التحصیل بهترین دانشگاه های جهان هستند نمی رود. مسولانی که با صادرات دیپلم کشوری توانستند دکترای انگلیسی وارد کنند.

عید است تا جشن بگیریم موفقیت اتم این کوچک ترین ذره هر جسم را، که مارابر تارک عالم نشاند. این ذره اگر اندکی بزرگتر بود چه می کرد.

بهار آمده است تا فراموش کنیم سال بی زمستان را. بهار آمده است تا فصل ها بیشتر از این خجالت زده خانعلی و مشهدی حاصل و رودخانه فهلیان نباشند.

خدای را سپاس می کنم بخاطر نفت گران قیمت نیمه اول سال که توانست جبران کمبود تولید گندم را بکند. تامردان محله بالا به بالش تکیه بدهند و پول نفت برود به سفره یشان و نیازی به آب و زمین و خویش و گاو نداشته باشند.

تشکر می کنم از نفت خودمان که باعث آبادانی همه دنیا است. از کرانه مدیترانه بگیر تا مدینه تهران. دستش را می بوسم که بالا و پائینش نه مرا مغرور می کند و نه مآیوس. همیشه فکر میکنم که پول نفت تا همین اندازه اش مال من است و اگر بالاتر رفت باید جای دیگری خرج شود که همین کار را هم مسولان میکنند. راستی با نفت 150 دلاری کدام پروژه بزرگ راه اندازی شد؟ بدروغ تاریخ می گوید که رضا شاه (مرگ بر شاه) با 2 ریال گران کردن قند جاده شمال را ساخت.

 سال مبارک باد بر مجلس دوره هفت ونیم. چراکه فکر کنم این نماینده ها بعد از 4 سال بقول خودمان از کالی بیایند بیرون و رسیده بشوند تا بشود مجلس هشت.

مبارک باد بر همه شما دوستان و عزیزان که دوستتان داریم ولی دلمان نمی خواهد برگردید به ایران. دلمان برای همه شما تنگ شده است. دل سرزمینمان نیز برای شما تنگ شده است. شاه نشین، زمین های برنج کاری زردو، دوتوی جونگان، تنگ های جاوید و تپه  سبز نورآباد دلشان یرای فرزندانشان تنگ شده است. دل همه ما و دل سرزمینمان برای همه شما تنگ است. اما خواهش میکنم بمانید و برنگردید اما پدر و مادرانتان و همه مارا فراموش نکنید.

این عیدانه را اس دلتنگی نوشتم. پس امروز و زودتر از عید پستش می کنم تا عید را شادمانه به همه شما تبریک بگویم.